| عمومي

يکشنبه 13 مرداد 1387 ساعت 21:34

توسط : آمال

 

برتونهادم زروی بیخبری گام
شبدرخرد سپید برلب جوبار!
برمن گم کرده خویش خویش،ببخشای !
در جلوی خویش،روی سطح وجودم
بودم،وشایدنه،آه، پشت سرخویش
فاصله چندان نبود تا تو ولیکن آه!هیچ ندیدم تورا و راه گشودم.
آه ،ندیدم تورا ،تورا که بدانسان غرقه در اعماق بی نشانه ی هستی
خیره در اکنون جاودانه ی خویشی روبه سوی بیکران، روانه ی خویشی.
شفیعی کدکنی.

عنوان يادداشت : قهقاه چکمه ها !!!

 

دوشنبه 28 مرداد 1387 ساعت 09:04

توسط : احمد یغما

 

با سلام تقدیم به شما
نسیم

خنده ای شیرین تر از لفظ و بیان دارد نسیم

خرقه ای پاک از صفا چون حوریان دارد نسیم

گو به نقاش ازل شکرا به این اعجاز تو

 چشم آهو غنچه لب ابرو کمان دارد نسیم

آتش عشقش وجودم را سراسر پاره کرد

 چونکه کوه از عشق را آتشفشان دارد نسیم

رازمن با سرّ او را ... نمی داند هنوز

 دفتر اسرار را در دل نهان دارد نسیم

چون گدای عشق او گشتم سزاوارم نمود

در کرم بخشندگی را بیکران دارد نسیم

جوهر ذاتش بحق پالوده گشته زین سبب

 نام و آواز بلندی در جهان دارد نسیم

در میان عاشقان سرلوحه ای شد از وفا

در حریم شوکتش صاحب دلان دارد نسیم

بهر مه رویان و تن نازان غزل گفتن رواست

همچو یغما شاعری تازه جوان دارد نسیم

عنوان يادداشت :

 

يکشنبه 27 مرداد 1387 ساعت 19:11

توسط : آمال

 

باسلام خدمت استاد عزیزم صاحب وبلاگ ودوستان خوبم در وبلاگ که با آثار ونظریات زیباتون دوستی باشما افتخاره ...
این روزه عزیزرو به همه ی شما گلها تبریک میگم بخصوص به استاد نازنینم....
امیدوارم این جمع صمیمی از یاران باوفای آن حضرت باشند.....
باآرزوی ظهور عاجل آن منجی....دوستدارتون آمال..

عنوان يادداشت : دل نوشته های نوجوانان کانون !!!

شنبه 26 مرداد 1387 ساعت 22:34

توسط : هوتوس

 

شاید آن روز که سهراب نوشت :
ّتا شقایق هست زندگی باید کرد
خبر از دل پر درد گل یاس نداشت
باید این طور نوشت:
هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس تا نیاید مهدی (عج) زندگی دشوار است
اللهم عجل لولیک الفرج

عنوان يادداشت : دل نوشته های نوجوانان کانون !!!

 

پنجشنبه 24 مرداد 1387 ساعت 13:15

توسط : سید علی منیری

 

اگرچه از تو سرودن هميشه آسان نيست
دلم از اينکه سروده تو را پشيمان نيست
نبين به خنده من طرح بی خيالی را
هميشه گريه عاشق شبيه باران نيست
تو هيچ وقت به اين فکر کرده‫ای: ديريست
که آفتاب نگاهت کنار گلدان نيست
خدا کند که بميرم و آخر اسفند
نبينم اينکه بهاری پس از زمستان نيست
کنار پنجره می‫پوسم و نمی‫آيد
کسی که عابر معمولی خيابان نيست
به گيسوی تو گره خورده رشته عمرم
وگرنه نظم من آنقدرها پريشان نيست

عنوان يادداشت :

دوشنبه 21 مرداد 1387 ساعت 20:51

توسط : قاصدک

 

سلام استاد مهربونم.وای ...چقدر شعرتون پر محتواست!آدم از خوندنش سیر نمیشه!دست مریزاد!

عنوان يادداشت : ٍٍٍٍسؤال !!!سؤال !!!سؤال !!!سؤال !!!سؤال !!!سؤال !!!

 

دوشنبه 21 مرداد 1387 ساعت 17:41

توسط : آمال

 

سلام به استاد عزیزم ...
قربان شما برم بالاخره شعر خوشگلتونو زدین...
هزاران درودبر شما...بسیار بسیار زیبا و....

عنوان يادداشت : ٍٍٍٍسؤال !!!سؤال !!!سؤال !!!سؤال !!!سؤال !!!سؤال !!!

 

يکشنبه 20 مرداد 1387 ساعت 20:41

توسط : قاصدک

 

ویرانگری،اساس نبرد است
ویرانگری نوید آبادی،
هر آنچه ساختند
از خشت خشت،
ویران باد
ای لاله های میهن من،
گلگونه های فسرده،
گو بی شما
تاریخ را هر آنچه بسازند ویران باد
آبادی ضحاک ویران باد...
از:خسرو گاسرخی
سلام استاد محبوبم!خییییییییییییلی محشره!

يکشنبه 20 مرداد 1387 ساعت 12:25

توسط : مهدی رفیعی

 

سلام استاد از اینکه مطالب و اشعار به روز و زیبای خود را در اختیار ما مشتاقان و دوستدارانتان قرار میدهید متشکرم.

 

يکشنبه 13 مرداد 1387 ساعت 21:06

توسط : قاصدک

 

کسی به فکر گل ها نیست
کسی به فکر گل ها نیست
کسی نمی خواهد
باور کند که باغچه دارد می میرد
که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
که ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی میشود
و حس باغجه انگار
چیزی مجرد است که در انزوای باغچه پوسیدهست
سلام استاد.شعر قشنگیه.دستتون درد نکنه.

عنوان يادداشت : بوی خاطره !!!

پنجشنبه 10 مرداد 1387 ساعت 22:12

توسط : آمال

 

من از سلاله ی درختانم ....تنفس هوای مانده ملولم میکند...
پرنده ای که مرده بود به من پند دادکه پرواز را بخاطر بسپار...
صدا,صدا,تنهاصدا...
صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن....
صدای ریزش نورستاره برجدار مادگی خاک...

عنوان يادداشت : از فروغ عزیز !!!

 

پنجشنبه 10 مرداد 1387 ساعت 21:49

توسط : آمال

 

کبوتــرانه بیا تخــم آشتـــی بگذار
میان گودی انگشتهای کوچک من
سلام استاد خوبم...زنده باشی استاد...
راستی عیدتون مبارک... 

عنوان يادداشت : بوی خاطره !!!

 

چهارشنبه 9 مرداد 1387 ساعت 23:02

توسط : قاصدک

 

ای صمیمی
دیگر زندگی را نمی توان
در فرو مردن یک برگ
یا شکفتن یک گل
یا پریدن یک پرنده دید
ما در حجم کوچک خود رسوب میکنیم
آیا شود که باز درختان جوانی را
در راستای خیابان پرورش دهیم
و صندوق های زرد پست
سنگین
ز غمنامه های زمانه نباشد؟
خسرو گلسرخی

عنوان يادداشت : از فروغ عزیز !!!

 

سه شنبه 8 مرداد 1387 ساعت 22:13

توسط : آمال

 

بسیار زیبا .... بسیار زیبا
سلام استاد فقط ممنونم وموفق باشین
یه پیام برای آقای نیرومندی دارم ...اجازه میدین...!!
آقای نیرومندی سلام خوبید؟ لطفا از حال خودتون باخبرمون کنید دوستان قدیمی نگرانتون شدند ...ممنونم..به امید دیداری دوباره..

عنوان يادداشت : بازم یه دل نوشته !!!

 

سه شنبه 8 مرداد 1387 ساعت 00:06

توسط : کریم حقی اشرف آبادی

 

آتش و دریا ........
من با عشق آشنا شدم
و چه کسي اين چنين آشنا شده است ؟
هنگامي دستم را دراز کردم
که دستي نبود.
هنگامي لب به زمزمه گشودم ،
که مخاطبي نداشتم.
و هنگامي تشنه ي آتش شدم ،
که در برابرم دريا بود و دريا و دريا.....!
« دکتر علي شريعتی

عنوان يادداشت : یک ایمیل

 

سه شنبه 15 مرداد 1387 ساعت 15:46

توسط : هوتوس

 

وبلاگتون خیلی پر محتوا شده موفقیت روز افزون شما را خواهانم

عنوان يادداشت : بوی خاطره !!!

 

سه شنبه 15 مرداد 1387 ساعت 15:45

توسط : امید مقدسی

 

سلام دکتر گودرزی ان شا الله که حال شما خوب است من شما را لینک کردم

عنوان يادداشت : بوی خاطره !!!

 

يکشنبه 13 مرداد 1387 ساعت 21:34

توسط : آمال

 

برتونهادم زروی بیخبری گام
شبدرخرد سپید برلب جوبار!
برمن گم کرده خویش خویش،ببخشای !
در جلوی خویش،روی سطح وجودم
بودم،وشایدنه،آه، پشت سرخویش
فاصله چندان نبود تا تو ولیکن آه!هیچ ندیدم تورا و راه گشودم.
آه ،ندیدم تورا ،تورا که بدانسان غرقه در اعماق بی نشانه ی هستی
خیره در اکنون جاودانه ی خویشی روبه سوی بیکران، روانه ی خویشی.
شفیعی کدکنی.

عنوان يادداشت : قهقاه چکمه ها !!!

 

يکشنبه 13 مرداد 1387 ساعت 21:06

توسط : قاصدک

 

کسی به فکر گل ها نیست
کسی به فکر گل ها نیست
کسی نمی خواهد
باور کند که باغچه دارد می میرد
که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
که ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی میشود
و حس باغجه انگار
چیزی مجرد است که در انزوای باغچه پوسیدهست.
سلام استاد.شعر قشنگیه.دستتون درد نکنه.

عنوان يادداشت : بوی خاطره !!!

جمعه 4 مرداد 1387 ساعت 17:09

توسط : امید مقدسی

 

این منزجر کننده است که کسی بتواند تصور کند که آزادی و شرافت قابل خرید هستند فیدل کاستر

عنوان يادداشت : بازم یه دل نوشته !!!

 

جمعه 4 مرداد 1387 ساعت 17:07

توسط : هوتوس

 

برای آزادگان و اهل اندیشه بزرگ ترین درد ها آن است که از حق فکر کردن محروم باشند پرویز ناتل خانلری

عنوان يادداشت : بازم یه دل نوشته !!!

 

پنجشنبه 3 مرداد 1387 ساعت 22:50

توسط : آمال

 

سلام وخسته نباشید استاد....
بعداز مدتی بالاخره موفق شدم با خیال راحت بشینم جلوی سیستم خودم و وبلاگتونو باز کنم....
بازم به خاطر مطالب قشنگتون ممنون ..
دوستتون دارم براتون آرزوی موفقیت بیشتر دارم

عنوان يادداشت :

 


نوشته شده توسط دکتر محمد تقی گودرزی در 28 مرداد 1387 ساعت 10:36
دل نوشته های نوجوانان کانون !!! | عمومي

دل­سروده­های نوجوانان کانون پرورش فکری بروجرد و اشترینان

 

در خاموشی شب

                   تا روشنایی چلچراغ آسمان

و تا سرودن آهنگ سکوت جادّه­ها

                    فقط تو را می­خوانم

در التهاب واژه­های شعرم

                   فرو رفتم

که چگونه انتظار را دوباره بسرایم؟

(مریم رمضانی)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دکتر محمد تقی گودرزی در 26 مرداد 1387 ساعت 20:59
| عمومي

از تو پنهان می­کنم رنگِ صدایم را هنوز      پیشِ چشمت می­کنم گُم دست و پایم را هنوز

غربتم را با تو قسمت می­کنم از راهِ دور       می­پذیری دستهای بینوایم را هنوز؟(داریوش)

 

هر کلام ذرّه­ییست که از تقدیر ربوده­ایم ـ پتی دولاکروا (قاصدک)

 

هوای روی تو دارم نمی گذارندم           مگر به کوی تو این ابرها ببارندم (آمال)

 

می نویسم ( د ی د ار )  / تو اگر بی من و دلتنگ منی  / یک به یک فاصله ها را بردار(فرّخ)

 

دیریست که از رویِ دلارایِ تو دوریم             محتاجِ بیان نیست که مشتاقِ حضوریم

تاریک و تهی پیش و پسِ آینه ماندیم               هرچند که همسایۀ آن چشمۀ نوریم (آمال)

 

کاش انسان، مانند شمع   / دقایقی زندگی می­کرد   / امّا کنارِ پروانۀ خویش (فرّخ)

 

دیدن رویِ تو را دیدۀ جان­بین باید               این کجا مرتبۀ چشمِ جهان­بینِ من است؟ (قاصدک)

 

گلِ باغِ آشنایی ! مهِ من ! کجا شکفتی؟   که نه سرو می­شناسد، نه چمن سراغ دارد  /  نه پرنده­یی که پیغامِ تو آوَرَد به بامی (چهاردولی)